Kim Tae Ri
- 4 اردیبهشت 1369 تولد
- 36 سن
- 11 تعداد آثار

بعضی بازیگرها آرامآرام و پلهپله بالا میآیند؛ کیم تهری (김태리) یکشبه از پشت صحنهی یک تئاتر کوچک به قلب سینمای کره پرتاب شد و بعد ثابت کرد که آن شب اتفاقی نبوده است. او امروز یکی از معتبرترین و محبوبترین چهرههای نسل خودش در کره جنوبی است؛ بازیگری که کارنامهاش از تریلرهای تاریخی پیچیده تا علمیتخیلی پرخرج و درامهای نوستالژیک را در بر میگیرد، و در هر کدام همان کیفیت نادر را با خود میآورد: حضوری که نمیشود از آن چشم برداشت.
او در ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ در محلهی سانگبونگدونگ، ناحیهی جونگنانگِ سئول به دنیا آمد. (برخی پایگاههای دادهی بینالمللی ۲۳ آوریل را ثبت کردهاند، اما منابع معتبر کرهای و دانشنامهها روی ۲۴ آوریل توافق دارند.) کودکی و نوجوانیاش در سئول گذشت و پس از پایان یک دبیرستان حرفهای، در سال ۲۰۰۸ وارد دانشگاه کیونگهی شد تا در رشتهی علوم ارتباطات و رسانه درس بخواند — رشتهای که هیچ ربطی به بازیگری نداشت.
نقطهی چرخش، سال دوم دانشگاه بود. عضویت در انجمن تئاتر دانشجویی قرار بود سرگرمی باشد، اما به تصمیم زندگیاش تبدیل شد. تهری همانجا فهمید که میخواهد بازیگر شود و پس از فارغالتحصیلی در سال ۲۰۱۲، بهجای رفتن سراغ شغلی مطمئن، راهی محلهی تئاتری دههانگنو شد و به گروه تئاتر «ایرو» پیوست.
آنچه در آن گروه بر او گذشت، بخش مهمی از افسانهی شخصیاش است: او حدود یک سال نه روی صحنه، بلکه پشت صحنه کار کرد — بهعنوان عضو گروه فنی، از کارهای سادهی اجرایی گرفته تا کمک در اجرای نور و صدا. این یک سالِ بینامونشان، پیش از آنکه اجازهی ایستادن روی صحنه را پیدا کند، همان چیزی است که بعدها بارها در نظم حرفهای و فروتنی سر صحنهاش دیده شد. در سال ۲۰۱۴ با یک شرکت مدیریت هنری قرارداد بست، در تبلیغات تلویزیونی ظاهر شد و شروع کرد به شرکت در آزمونهای بازیگری.
اسم کیم تهری برای اولین بار با فیلم «ندیمه» (۲۰۱۶) ساختهی پارک چانووک بر سر زبانها افتاد — و ماجرای رسیدنش به آن نقش، از خود فیلم کمهیجانتر نیست. او در آزمونی شرکت کرد که حدود ۱۵۰۰ داوطلب دیگر هم در آن حاضر بودند و نقش اصلی «سوکهی» را از آنِ خود کرد؛ بازیگری تقریباً ناشناخته که تنها یک فیلم کوتاه مستقل در کارنامه داشت. پارک چانووک بعدها گفت آرامش و اقتدار او در جلسهی آزمون، یادآور درخشش کانگ ههجونگ در «اولدبوی» بوده است.
نتیجه، یکی از تماشاییترین ورودهای یک دههی اخیر به سینمای کره بود. «ندیمه» در جشنوارهها و اکران جهانی سر و صدا کرد و تهری در همان سال جایزهی بهترین بازیگر تازهوارد را از جوایز اژدهای آبی و جوایز فیلم بوئیل گرفت. تبدیل شدن از دستیار فنی یک گروه تئاتر کوچک به چهرهی یک فیلم پرآوازهی بینالمللی، آن هم ظرف چند سال، اتفاقی است که حتی خودش هم بارها در مصاحبهها بهعنوان چیزی باورنکردنی از آن یاد کرده است.
آنچه تهری را از بسیاری از «کشفهای یکشبه» جدا کرد، انتخابهای بعدیاش بود. او بهجای تکرار فرمول موفق، سراغ فیلمی سیاسی و تاریخی دربارهی جنبش دموکراسیخواهی کره رفت، بعد در یک درام آرام و روستایی دربارهی آشپزی و بازیابی خود ظاهر شد و سپس با «آقای آفتاب» (۲۰۱۸) اولین تجربهی تلویزیونیاش را رقم زد؛ نقشی که او را به خانههای میلیونها تماشاگر برد.
دههی ۲۰۲۰ برایش دههی تنوع بود: فرماندهی یک سفینهی زبالهجمعکن در یک علمیتخیلی پرمخاطب، حضور در یک حماسهی دوپارهی زمانسفر، و بعد «بیستوپنج، بیستویک» (۲۰۲۲) — درامی دربارهی جوانی، شمشیربازی و دوستی که به یک پدیدهی فرهنگی تبدیل شد و برای او جایزهی بهترین بازیگر زن تلویزیون در جوایز هنرهای بکسانگ و همچنین جایزهی محبوبترین بازیگر را به ارمغان آورد. یک سال بعد، نقش یک زن جوان درگیر با موجودی شیطانی در «روان» (۲۰۲۳) او را به جایزهی بزرگ (دسانگ) جوایز درام شبکه SBS رساند.
اگر بخواهیم یک کار را نمونهی کامل اخلاق حرفهای کیم تهری بدانیم، آن کار «جونگنیون: ستارهای متولد میشود» (۲۰۲۴) است؛ داستان دختری با استعداد خام که وارد دنیای «گوکگِک» — اپرای سنتی زنانهی کره — میشود.
تهری از آوریل ۲۰۲۱، یعنی حدود سه سال پیش از پخش سریال، آموزش پانسوری (آواز روایی سنتی کره) را آغاز کرد. نتیجهاش این بود که تمام آوازهای شخصیت در سریال را بدون هیچ بدل صدایی، خودش اجرا کرد — کاری که در تلویزیون کره کمسابقه است و مربی آوازش هم آن را حاصل «اشتیاق و جاهطلبی» او توصیف کرده است. سریال به یکی از پربحثترین آثار سال تبدیل شد و برای تهری دومین بکسانگ بهترین بازیگر زن تلویزیون (۲۰۲۵)، جایزهی بزرگ آپان استار اوردز (۲۰۲۴) و رتبهی نخست فهرست «بازیگر تلویزیونی سال» مؤسسهی نظرسنجی گالوپ کره را به همراه آورد.
جملهای که در مراسم بکسانگ ۲۰۲۵ گفت، در کره دستبهدست شد: او از افتخارِ زیستن در «باشکوهترین دوران گوکگِک زنانه» گفت، اعتراف کرد که کارش «پاسخ کامل» نبوده، و ناکامل بودن را نوعی رمانتیسم شخصی خواند — و در پایان قول داد بازیگری باشد که «از جاهطلبیاش برای خوب بودن شرمنده نیست و آن را سوخت حرکت میکند».
تصویر عمومی کیم تهری بر سه ستون بنا شده است: آمادهسازی وسواسگونه، صراحت لهجه و فاصلهی محترمانه از هیاهو. او در مصاحبهها با دقت و شمرده حرف میزند، از تعارف پرهیز میکند و بهجای فروختن جذابیت، دربارهی فرآیند کار توضیح میدهد. همین ترکیب باعث شده رسانههای کرهای مرتباً او را نمونهی «بازیگرِ بازیگر» بنامند.
او دیر و با احتیاط وارد شبکههای اجتماعی شد — حساب رسمی اینستاگرامش تازه در فوریهی ۲۰۲۱ باز شد — و از آن هم بیشتر برای کار و پروژهها استفاده میکند تا نمایش زندگی خصوصی. در سوی دیگر، جایگاهش در دنیای مد و تبلیغات کاملاً تثبیت شده است: او سالهاست چهرهی برند آرایشی اوهوی است، در سال ۲۰۱۸ چهرهی عطر کنزو شد، تا ۲۰۲۱ سفیر کرهای تیفانی اند کو بود و از همان سال بهعنوان سفیر برند پرادا فعالیت میکند.
اعتبار او از مرزهای صنعت سرگرمی هم فراتر رفته است: در سال ۲۰۱۹ مجلهی فوربس او را در فهرست «۳۰ زیر ۳۰» قرار داد، در سال ۲۰۱۸ لوح تقدیر وزیر فرهنگ، ورزش و گردشگری کره را دریافت کرد، و در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵ در جوایز فرهنگ و هنر عامهپسند کره، لوح تقدیر نخستوزیر به او اهدا شد.
کیم تهری از معدود ستارههای همردیف خودش است که مرز میان زندگی حرفهای و خصوصی را تقریباً بینقص حفظ کرده است. او هرگز ازدواج نکرده و هیچ رابطهی عاطفیای را بهطور عمومی تأیید نکرده است؛ آنچه هر از گاهی در فضای مجازی مطرح میشود، در حد شایعات تأییدنشده باقی مانده و در این پرونده جایی ندارد. خودش هم در گفتوگوهایش ترجیح داده بهجای زندگی شخصی، دربارهی کار حرف بزند. او از ژوئیهی ۲۰۲۱ با آژانس Management mmm کار میکند.
ماجرای انتخاب شدن از میان حدود ۱۵۰۰ داوطلب برای اولین نقش سینماییاش، همچنان یکی از محبوبترین داستانهای «از صفر به قهرمان» در سینمای کره است. اما نکتهی جذابتر شاید این باشد که پیش از آن، یک سال تمام در یک گروه تئاتر کوچک کار فنی و پشتصحنهای کرده بود.
اولین تجربهی سینماییاش در واقع یک فیلم کوتاه مستقل بود که در سال ۲۰۱۳ فیلمبرداری شد و در سال ۲۰۱۵ در جشنوارهی فیلم مستقل سئول به نمایش درآمد — یعنی سالها پیش از آنکه اسمش را کسی بشناسد.
او در سال ۲۰۲۵ اولین تجربهی صداپیشگی زندگیاش را هم پشت سر گذاشت: نقش یک فضانورد در «گمشده در نور ستارگان»، اولین انیمیشن سینمایی کرهایزبان نتفلیکس، که روایتی عاشقانه و علمیتخیلی دربارهی رابطهای میان زمین و مریخ است.
و شاید بامزهترین نکته این باشد که بازیگری که سه سال برای آواز یک نقش تمرین کرد، حالا خودش پشت میز معلمی نشسته و به بچههای یک مدرسهی روستایی تئاتر یاد میدهد.
مهمترین حاشیهی کارنامهی او به می ۲۰۲۳ برمیگردد. در ۲۲ می آن سال، در کانال یوتیوب شخصیاش فراخوانی منتشر شد برای جذب مترجم داوطلب جهت زیرنویس ویدیوهایش، بهصورت «اهدای استعداد» و بدون دستمزد. این فراخوان بهسرعت با انتقاد گسترده روبهرو شد؛ منتقدان گفتند استفاده از علاقهی طرفداران برای گرفتن کار تخصصی و بدون پرداخت، درست نیست.
واکنش او یکی از دلایلی است که این ماجرا در نهایت به اعتبارش لطمهی ماندگار نزد. روز بعد، ۲۳ می ۲۰۲۳، پس از انتشار بیانیهی آژانس، خودش شخصاً متنی منتشر کرد و بدون کمرنگ کردن انتقادها مسئولیت را پذیرفت: گفت نیتش این بوده که مخاطبان کشورهای مختلف بتوانند ویدیوها را به زبان خودشان ببینند و کار مشترک با طرفداران را معنادار تصور کرده، اما «دلش از فکرش جلوتر افتاده» و این «آشکارا اشتباه» بوده است. گزارش شد که برای متقاضیانِ آن فراخوان هم جداگانه پیام عذرخواهی فرستاد.
سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ برای کیم تهری سالهای آزمودن قالبهای تازه بوده است. پس از تجربهی صداپیشگی در بهار ۲۰۲۵ و دریافت لوح تقدیر نخستوزیر در پاییز همان سال، او در اواخر فوریهی ۲۰۲۶ با برنامهی «پرده بالا، کلاس!» روی آنتن شبکهی tvN رفت — اولین حضور ثابت او در یک برنامهی غیرنمایشی.
فرمت برنامه دقیقاً به دنیای او میخورد: تهری در نقش معلم تئاتر، در یک مدرسهی ابتدایی روستایی که در آستانهی تعطیلی است، یک گروه نمایش بعد از مدرسه راه میاندازد و تا اجرای نهایی همراه بچهها میماند. خودش دربارهی دلیل پذیرفتن این کار گفته چیزی که او را جذب کرد، سه کلیدواژه بود: «تئاتر، مدرسهی ابتدایی و یک روستای کوچک» — که «مستقیم با او حرف زدند».
در ژوئیهی ۲۰۲۶ نیز آژانسش تأیید کرد که او پیشنهاد بازی در یک سریال جدید اقتباسی از یک وبتون را «با نگاه مثبت» بررسی میکند؛ پروژهای که هنوز نهایی نشده و باید منتظر اعلام رسمی ماند.
جمعبندی ساده است: کیم تهری در کمتر از یک دهه از پشت صحنهی یک تئاتر کوچک به دو جایزهی بکسانگ، یک دسانگ تلویزیونی و جایگاه یکی از قابلاعتمادترین بازیگران کره رسید — و همچنان طوری کار میکند که انگار هنوز چیزی برای اثبات کردن دارد.