Lee Joon Gi
- 28 فروردین 1361 تولد
- 44 سن
- 17 تعداد آثار

مرد جوانی که با چهرهای ظریف و نگاهی نافذ، در نقش یک دلقک دورهگرد دربار، یکشبه به ستارهای سراسر آسیایی بدل شد و سپس سالها زحمت کشید تا ثابت کند چیزی بیش از یک «صورت زیبا» است. لی جونگی، بازیگر، خواننده و رقصندهی اهل کره جنوبی، یکی از ماندگارترین چهرههای موج کرهای (هالیو) است؛ هنرمندی که هم در سریالهای تاریخی پرزرقوبرق درخشیده و هم در نقشهای تاریک و روانشناختی روزگار معاصر، و در هر دو میدان طرفدارانی پروپاقرص برای خود دستوپا کرده است.
لی جونگی روز ۱۷ آوریل ۱۹۸۲ در محلهی دائهیوندونگ از ناحیهی نامگو در شهر بندری بوسان، در جنوب کره جنوبی، به دنیا آمد. او فرزند ارشد خانواده و تنها پسر در میان دو فرزند بود و دوران رشد خود را عمدتاً در استان گیونگسانگنامدو و شهر چانگوون گذراند. خانوادهاش کاتولیک بودند و او نیز با نام تعمیدی «پطرس» در همین سنت بزرگ شد.
علاقه به بازیگری در نوجوانی و در سال دوم دبیرستان جرقه خورد؛ زمانی که اجرایی صحنهای از نمایش «هملت» را تماشا کرد و رؤیای روی صحنه رفتن در دلش نشست. اما این رؤیا از همان ابتدا با مخالفت سرسختانهی خانواده روبهرو شد. لی جونگی پس از پایان دبیرستان و بیاعتنا به این مخالفتها، راهی سئول شد تا بخت خود را در دنیای هنر بیازماید؛ تصمیمی جسورانه که سالهای نخست آن با تنگدستی و دشواری گره خورده بود. او برای گذران زندگی و پرداخت هزینهها به کارهای پارهوقت گوناگون تن داد و در همان حال، یکی پس از دیگری در آزمونهای بازیگری شرکت میکرد.
لی جونگی هنر بازیگری را در دانشکدهی هنرهای سئول دنبال کرد. مسیر حرفهای او اما نه از صحنهی تئاتر، بلکه از دنیای مدلینگ آغاز شد: نخستین حضور رسمیاش در سال ۲۰۰۱ و بهعنوان مدل تبلیغات چاپی یک برند پوشاک رقم خورد. دو سال بعد، در سال ۲۰۰۳، با حضور در یک مجموعهی تلویزیونی پرمخاطب، رسماً پا به دنیای بازیگری گذاشت. این سالهای نخست، دوران دیدهشدن تدریجی و ساختن پایههای کاری بود؛ تا آنکه یک نقش، همهچیز را برای همیشه دگرگون کرد.
نام لی جونگی برای همیشه با فیلم «پادشاه و دلقک» (۲۰۰۵) گره خورده است. او در این اثر تاریخی نقش «گونگگیل» را بازی کرد؛ دلقکی زیبارو و ظریف در دربار دورهی جوسان. ترکیب چهرهی استثنایی و بازی حساس او چنان توجهی برانگیخت که فیلم به یکی از پربینندهترین آثار تاریخ سینمای کره بدل شد و از مرز ده میلیون تماشاگر گذشت. این نقش نهتنها لی جونگی را یکشبه به ستاره تبدیل کرد، بلکه موجی فرهنگی به راه انداخت که از آن با عنوان «سندروم لی جونگی» یاد میشود و او را به نماد جریان «پسران گل» (چهرههای مردانهی زیبا و ظریف) در فرهنگ عامهی کره تبدیل کرد.
همان سال، حضور در کمدی عاشقانهی محبوب «دختر من» محبوبیت او را در میان مخاطبان تلویزیونی نیز تثبیت کرد. جامعهی سینمایی کره هم بهسرعت او را بهرسمیت شناخت و در سال ۲۰۰۶ جایزههای «بهترین بازیگر تازهوارد» را از مهمترین مراسمهای سینمایی کشور، از باکسانگ گرفته تا جشنوارهی فیلم دائهجونگ (زنگ بزرگ)، یکجا درو کرد.
سالهای پس از آن، لی جونگی نشان داد که آمده تا بماند. او در درام تاریخی پرفروش «۱۸ مه» (۲۰۰۷) دربارهی قیام گوانگجو ظاهر شد و در همان سال با مجموعهی اکشن «زمان میان سگ و گرگ» تحسین منتقدان را برانگیخت. یک سال بعد، سریال تاریخی-اکشن «ایلجیمه» (۲۰۰۸) به یکی از پربینندهترین کارهای کارنامهاش بدل شد و نخستین جایزهی بزرگ تلویزیونیاش را برایش به ارمغان آورد. در میانهی این اوجگیری، او در سال ۲۰۱۰ خدمت سربازی اجباری خود را آغاز کرد و پس از حدود بیستویک ماه، در فوریهی ۲۰۱۲ بهطور کامل از خدمت ترخیص شد و بیدرنگ با سریال «داستان آرانگ و فرماندار» به صحنه بازگشت.
دههی بعد، تثبیت جایگاه او بهعنوان یکی از ستونهای درام کرهای بود: از تریلر اکشن «دو هفته» (۲۰۱۳) و سریالهای تاریخی «تفنگدار جوسان» (۲۰۱۴) و «دانشمندی که شبها راه میرود» (۲۰۱۵)، تا نقش بهیادماندنیاش بهعنوان شاهزاده وانگ سو در «دلدادگان ماه: قلب سرخ اسکارلت ریو» (۲۰۱۶) که محبوبیتی فرامرزی برایش رقم زد. او سپس در بازسازی کرهای «ذهنهای مجرم» (۲۰۱۷) ظاهر شد و در همان سال با حضوری کوتاه در فیلم هالیوودی «رزیدنت اویل: فصل آخر» نخستین تجربهی سینمای غرب را از سر گذراند. نقشآفرینی در «وکیل بیقانون» (۲۰۱۸)، و بهویژه درخشش در تریلر روانشناختی تحسینشدهی «گل شیطان» (۲۰۲۰)، بار دیگر توانایی او در نقشهای پیچیده و امروزی را به نمایش گذاشت؛ تا جایی که نام او در زمان پخش این سریال، هفتهها پرجستوجوترین واژه در موتورهای جستوجوی کره بود. بازگشت او به تلویزیون سراسری با «دوباره زندگی من» (۲۰۲۲) پس از سالها دوری، و ایفای نقش دوگانه در فصل دوم «وقایعنامهی آرتدال: شمشیر آرامون» (۲۰۲۳)، تازهترین فصلهای این کارنامهی پربار را ساختند.
لی جونگی در میان مخاطبان کره با لقب «پادشاه ساگوک» (سریالهای تاریخی) شناخته میشود؛ نشانی از تسلط و راحتی او در فضای آثار دورهای. اما شاید برجستهترین وجه تصویر عمومی او، تعهدش به صحنههای اکشن باشد. لی جونگی که از کودکی و به اصرار پدرش هنرهای رزمی و تکواندو را آموخته، در بسیاری از صحنههای پرتحرک خود از بدلکار استفاده نمیکند و حرکات را شخصاً اجرا میکند؛ ویژگیای که او را به یکی از پرانرژیترین و جسمانیترین بازیگران نسل خود بدل کرده است. منتقدان او را بازیگری «شدید» و پرشور توصیف میکنند که عصارهی شخصیتها را با حالت چهره و زبان بدن منتقل میکند.
فراتر از بازیگری، لی جونگی هنرمندی همهفنحریف است؛ او خواننده و رقصنده نیز هست و سالها با برگزاری کنسرتها و دیدارهای هواداری در سراسر آسیا، پیوند نزدیکی با طرفدارانش حفظ کرده است. همین حضور پررنگ، او را به یکی از چهرههای شاخص موج هالیو، بهویژه در چین و ژاپن، تبدیل کرده است.
لی جونگی بهرغم شهرت گسترده، همواره دیواری روشن میان زندگی حرفهای و حریم خصوصیاش کشیده و دربارهی روابط شخصیاش بسیار کمحرف بوده است. او ازدواج نکرده و هیچ رابطهی عاطفی رسماً تأییدشدهای در کارنامهی عمومیاش ثبت نشده است. آنچه بهروشنی مستند است، ریشههای مذهبی کاتولیک و دلبستگی دیرینهی او به ورزش و هنرهای رزمی است.
شاید برای بسیاری از هواداران تازهوارد جالب باشد که بدانند ستارهای که امروز چنین مطمئن روی پرده ظاهر میشود، روزی نوجوانی بود که خانوادهاش با رؤیای بازیگریاش مخالفت میکردند و او ناچار شد با کارهای پارهوقت روی پای خود بایستد. جرقهی این رؤیا هم نه از سینما، که از تماشای یک اجرای صحنهای «هملت» زده شد.
نکتهی دیگر، تعهد کمنظیر او به خدمت سربازی است: لی جونگی در اوج محبوبیت و با وجود پروژههای در دست، از بهتعویقانداختن خدمت خودداری کرد و آن را بهموقع به جای آورد؛ او حتی در دورهی آموزشی نمرات تیراندازی برتری کسب کرد. و سرانجام اینکه پیشینهی تکواندوی او صرفاً تفنن نیست؛ همین مهارت است که به او اجازه میدهد بسیاری از صحنههای خطرناک آثارش را بدون بدلکار و با تن خودش جلوی دوربین ببرد.
پررنگترین مناقشهی عمومی کارنامهی لی جونگی نه از جنس رسواییهای شخصی، که یک اختلاف حقوقی-تجاری بود. در سال ۲۰۰۸، آژانس پیشین او، «منتور اینترتینمنت»، با ادعای نقض قرارداد علیه او اقامهی دعوا کرد و خسارتی پانصد میلیون وونی مطالبه نمود؛ لی جونگی نیز در پاسخ، با طرح ادعای سوءمدیریت مالی، دعوای متقابل اقامه کرد. این پرونده در نهایت فیصله یافت و او در ادامهی راه به آژانسهای دیگری پیوست. جز این پروندهی صنفی، کارنامهی عمومی او عمدتاً به دور از جنجال بوده است.
لی جونگی همچنان فعال و پرتلاش است. تازهترین پروژهی بزرگ او، تریلر فراآسیایی «بازی آدمربایی» (Kidnap Game) است؛ یک تولید مشترک بلندپروازانه میان فوجیتیوی ژاپن و شرکتهای میکرویل و سیماستوری، که قرار است در شمار زیادی از کشورها پخش شود. در این مجموعه، لی جونگی نقش «هان کیجو»، جراحی اهل سئول را بازی میکند که دخترش ربوده شده و در کنار بازیگر سرشناس ژاپنی، کنتارو ساکاگوچی، ظاهر میشود. فیلمبرداری این اثر از نوامبر ۲۰۲۵ آغاز شده و نمایش آن برای اکتبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است.
افزون بر این، بنا بر گزارشهای رسانهای منتشرشده در ژوئیهی ۲۰۲۵، او در حال بررسی بازگشت به سریالهای تاریخی در قالب درامی کمدی-معمایی بوده است؛ خبری که در زمان نگارش این متن هنوز بهطور رسمی نهایی و تأیید نشده و باید آن را با احتیاط نگریست. آنچه قطعی است این است که لی جونگی پس از دو دهه، همچنان یکی از پرکارترین و محبوبترین چهرههای صنعت سرگرمی کره به شمار میرود.