Lee So Hee
- 27 آبان 1373 تولد
- 31 سن
- 11 تعداد آثار

هان سو-هی، بازیگری که کاتالوگهای جهانی گاهی او را با نام شناسنامهایاش «لی سو-هی» فهرست میکنند، یکی از شناختهشدهترین چهرههای نسل تازهٔ سینما و تلویزیون کره جنوبی است. مسیر او از یک نوجوانی پرفرازونشیب در شهرهای کوچک کره تا نقش اول سریالهای پرمخاطب نتفلیکس و جایگاه سفیر جهانی بزرگترین برندهای مد، یکی از آن داستانهایی است که طرفدارانش بارها و بارها تعریفش میکنند.
او با نام لی سو-هی در هجدهم نوامبر در شهر وونجو، در استان گانگوون کره جنوبی، به دنیا آمد. سالها سال تولد او در اسناد رسمی و گزارشهای رسانهای ۱۹۹۴ ثبت شده بود، اما در پاییز ۲۰۲۴ که بحث دربارهٔ سن واقعیاش بالا گرفت، شرکت مدیریتاش توضیحی داد که پشت این اختلاف یکساله، خاطرهای تلخ از کودکی او نهفته بود: سال تولد واقعیاش ۱۹۹۳ است، اما درست در آستانهٔ ورود به کلاس چهارم ابتدایی، بهدلیل تحت تعقیب بودن مادرش، او را به شهر اولسان بردند و یک سال تمام بدون آنکه به مدرسه برود در خانه ماند. بعد از آنکه پروندهٔ مادرش تعیین تکلیف شد، به وونجو بازگشت و دوباره کلاس چهارم را از سر گرفت؛ به همین دلیل با متولدان ۱۹۹۴ فارغالتحصیل شد و همان سال بهعنوان سال تولدش در پروندهها ماند.
بخش بزرگی از نوجوانی او با تنگنای مالی و فاصله از خانواده گذشت. در سال آخر دبیرستان، تقریباً بیپول و تنها، راهی سئول شد تا نزد مادربزرگش زندگی کند و از همان روزها برای گذران زندگی و تأمین هزینههای خودش سراغ کارهای پارهوقت رفت. این سالها بعدها به یکی از صادقانهترین بخشهای روایت او از خودش تبدیل شد؛ او هیچوقت تلاش نکرد این دوران را از زندگینامهاش پاک کند.
هان سو-هی تحصیلات دبیرستانیاش را در رشتهٔ هنرهای تجسمی در دبیرستان هنر اولسان به پایان رساند؛ پیشینهای که بعدها به شکلی غیرمنتظره به کارش آمد. رؤیای بزرگ او در آن سالها ادامهٔ تحصیل هنر در فرانسه بود و حتی در یکی از دانشگاههای آنجا هم پذیرفته شد، اما — به روایت خودش که بعدها شرکت مدیریتاش هم آن را تأیید کرد — موجودی حساب بانکیاش برای رفتن کافی نبود و ناچار شد از آن رؤیا بگذرد. همان بنبست، در نهایت او را به مسیری تازه هُل داد: پیشنهاد مدلینگ رسید و کمی بعد، مدیر شرکتی که با او کار میکرد متقاعدش کرد بهجای درسخواندن در فرانسه، بازیگری را جدی بگیرد.
نام او نخستین بار در سال ۲۰۱۶ و با حضور در موزیکویدیوی گروه شاینی سر زبانها افتاد؛ دختری با چهرهای که دوربین بهسختی از آن دل میکَند. سال بعد وارد بازیگری شد و پس از یک نقش کوچک در نخستین سریالش، اولین نقش اصلیاش را در یک درام شبکهٔ MBC به دست آورد. دو سه سال بعد را با نقشهای مکمل در سریالهای تاریخی و فانتزی گذراند و کمکم یاد گرفت چطور در قاب بایستد.
اما نقطهٔ انفجار، سال ۲۰۲۰ بود. نقش «یو دا-کیونگ» در سریال *دنیای زن و شوهری* او را یکشبه به یکی از پربحثترین چهرههای کره تبدیل کرد. این سریال به پرمخاطبترین مجموعهٔ تاریخ تلویزیون کابلی کره بدل شد و نقش دشوار و منفور او آنقدر باورپذیر از کار درآمد که نامزدی جایزهٔ بهترین بازیگر تازهوارد بکسانگ را برایش به ارمغان آورد. جالب اینکه شخصیت او آنقدر خوب بازی شده بود که موجی از خشم مخاطبان متوجه خودِ بازیگر شد — تجربهای که خودش بعدها آن را بخشی از بهای موفقیت خواند.
سال ۲۰۲۱ سال تثبیت او بود: نخست با رمانس پرطرفدار *با اینهمه* و بعد با *نام من* در نتفلیکس، جایی که بهکلی پوست انداخت و در نقش زنی خشمگین و آسیبدیده در دل دنیای تبهکاران ظاهر شد. این نقش نامزدی جایزهٔ بهترین بازیگر زن بکسانگ را برایش به همراه آورد و او را از «بازیگر زیبای رمانسها» به بازیگری تبدیل کرد که میشد سنگینترین صحنهها را روی دوشش گذاشت. در سالهای بعد با *ساندترک شمارهٔ ۱* در دیزنیپلاس و سپس نقش «یون چه-اوک» در *موجود گیونگسونگ* و فصل دومش، حضورش در بازار جهانی نمایش خانگی تثبیت شد. در کنار اینها، جوایز آسیا آرتیست اواردز را سه سال پیاپی — نخست بهعنوان بازیگر تازهوارد و بعد در مقام «بهترین هنرمند» — به خانه برد.
اگر بخواهیم یک تصویر ماندگار از اخلاق حرفهای او انتخاب کنیم، همان پشتصحنهٔ *نام من* است. او پیش از کلید خوردن پروژه حدود چهار ماه در مدرسهٔ اکشن تمرین کرد — دو ماه بیشتر از بقیهٔ بازیگران — بدنسازی کرد و عضله گرفت تا بتواند بخش عمدهٔ صحنههای مبارزه را بدون بدلکار جلوی دوربین ببرد. خودش گفته بود که سخت تمرین میکرده «نه فقط برای محافظت از خودم، بلکه برای اینکه به کسی آسیب نزنم و پروژه را سالم تمام کنیم». نتیجه روی پرده دیده شد: نفسنفسزدنها و عرق روی صورتش واقعی بود.
هان سو-هی خیلی زود از قاب بازیگری فراتر رفت و به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای مد آسیا تبدیل شد. او نخستین کرهای است که بهعنوان سفیر جهانی برند بالنسیاگا انتخاب شد و همچنین نخستین سفیر جهانی کرهای خانهٔ جواهرسازی بوشرون بود؛ فهرست همکاریهایش با نامهایی مثل اُمگا و فیلا هم ادامه دارد. رسانههای کرهای او را همراه با گو یون-جونگ و شین یه-اون بخشی از «تروئیکای نسل MZ» میدانند؛ سه بازیگری که سلیقهٔ بصری نسل تازه را نمایندگی میکنند.
سبک شخصی او — بیپروا، کمی راکاندرولی و دور از تصویر مرسوم «بازیگر زن مؤدب و بیحاشیه» — بخشی از جذابیتش است. ماجرای تتوهایش هم از همینجا میآید: او پیش از بازیگری تتوهای متعددی داشت و وقتی کار بازیگری را جدی گرفت، بیشترشان را پاک کرد. در گفتوگویی در ژانویهٔ ۲۰۲۶ توضیح داد که تتوها در انتخاب لباس و نقش برایش محدودیت ایجاد میکردند و «حذفشان برای کار منطقی بود»، هرچند هنوز چند تای آنها روی بدنش باقی مانده است. با این حال، در کمپینهای مد گاهی همان تتوها را بیپرده نشان داده — نکتهای که در جامعهای که هنوز نگاه محافظهکارانهای به تتو دارد، جسورانه تلقی میشود.
ویژگی دیگری که طرفدارانش روی آن حساب باز میکنند، صراحت اوست. او عادت دارد بهجای پناهگرفتن پشت بیانیههای رسمی، مستقیم و با زبان خودش حرف بزند؛ رویکردی که گاهی برایش دردسر ساخته اما تصویر او را بهعنوان آدمی صادق و بیتعارف تثبیت کرده است.
هان سو-هی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. تنها رابطهٔ عاطفیای که رسماً و علناً تأیید شده، رابطهٔ کوتاه او با بازیگر ریو جون-یول در مارس ۲۰۲۴ بود؛ رابطهای که هر دو طرف آن را تأیید کردند و تنها چند هفته بعد به پایان رسید.
بخشی از پرحاشیهترین لحظات زندگی او نه به کارش، که به خانوادهاش مربوط بوده است. در سال ۲۰۲۰ خودش در یادداشتی عمومی فاش کرد که پس از بیستسالگی از بدهیهای مادرِ دورافتادهاش باخبر شده و تلاش کرده آنها را بپردازد؛ او از آسیبدیدگان عذرخواهی کرد و نوشت که تصور اشتباهش مبنی بر اینکه «پرداخت بدهیها همهچیز را حل میکند» فقط به قربانیان بیشتر انجامید. بعدها مشخص شد مادرش در دوران کودکی او و بدون اطلاعش حسابی به نام او باز کرده و از آن برای وامگرفتن استفاده کرده بود. در سپتامبر ۲۰۲۴ نیز خبر بازداشت مادر او به اتهام گرداندن مراکز قمار غیرقانونی منتشر شد؛ شرکت مدیریت هان سو-هی در بیانیهای اعلام کرد که او خودش این خبر را از رسانهها شنیده، عمیقاً آشفته است و ماجرا کاملاً نتیجهٔ تصمیمهای مستقل مادرش بوده و ارتباطی با بازیگر ندارد.
حاشیهٔ پرسروصدای دیگر در مارس ۲۰۲۴ رخ داد: پس از انتشار خبر رابطهٔ او با ریو جون-یول، بحثهای گستردهای در فضای مجازی درگرفت. هان سو-هی ابتدا واکنشی احساسی در اینستاگرام نشان داد، اما اندکی بعد در یادداشتی عمومی رابطه را تأیید کرد و بابت آن واکنش شتابزده عذرخواهی کرد. طرفهای دیگر ماجرا نیز در روزهای بعد بهطور علنی موضع خود را روشن کردند و پرونده بسته شد.
دو سال گذشته برای هان سو-هی سالهای یک ریسک بزرگ بوده است. او نخستین نقش اصلیاش در یک فیلم سینمایی تجاری را در یک نئونوآر جنایی پذیرفت؛ فیلمی که در آن در نقش زنی به نام «یون می-سون» ظاهر میشود که همراه دوست صمیمیاش (با بازی جون جونگ-سو) نقشهٔ سرقت شمشهای طلا را میکشد تا از زندگی خفقانآورش فرار کند. این فیلم مسیر پرافتخاری در جشنوارهها طی کرد: نمایش جهانی در بخش ویژهٔ جشنوارهٔ تورنتو در سپتامبر ۲۰۲۵، حضور در سیامین جشنوارهٔ بوسان و سیوهفتمین جشنوارهٔ پالماسپرینگز، و کسب جایزهٔ بهترین فیلم در جشنوارهٔ فیلم آسیای شرقی لندن.
اکران عمومی فیلم در کره در ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶ اما نتیجهٔ متفاوتی داشت؛ فروش گیشه با حدود ۱۴۰ هزار تماشاگر بسیار کمتر از نقطهٔ سربهسر پروژه بود و فیلم تنها شانزده روز پس از اکران راهی سرویسهای خانگی شد. با این حال داستان به همینجا ختم نشد: فیلم پس از عرضه روی نتفلیکس در آوریل ۲۰۲۶ بهسرعت اوج گرفت و ظرف چند روز به صدر جدول پرتماشاترین فیلمهای نتفلیکس در کره جنوبی رسید — بازگشتی که در رسانههای کرهای بهعنوان نمونهای از تفاوت سلیقهٔ گیشه و مخاطب خانگی بررسی شد.
پروژهٔ بزرگ بعدی او یکی از بلندپروازانهترین اقتباسهای در دست ساخت کره است: سریال لایو-اکشن نتفلیکس بر اساس مجموعهٔ محبوب *سولو لِوِلینگ*، که در آن نقش «چا هه-این» — تنها شکارچی زن رتبهٔ S کره — را بازی میکند و مقابل بیون وو-سوک قرار میگیرد. ساخت این مجموعه آغاز شده است. بازسازی کرهای فیلم *کارآموز* نیز از دیگر پروژههای اعلامشدهٔ اوست که هنوز جزئیات قطعی زمانبندیاش منتشر نشده است.
شاید جذابترین راز کوچک کارنامهٔ او به سریال *با اینهمه* برگردد: بسیاری از نقاشیها و طرحهای دفترچهٔ شخصیت اصلی که در سراسر سریال دیده میشوند، کار دست خودِ هان سو-هی است. تهیهکننده گفته بود بازیگر مقابل او مجبور شد برای نقش کلاس نقاشی برود، اما هان سو-هی به هیچ آموزشی نیاز نداشت — چون فارغالتحصیل رشتهٔ هنر بود و واقعاً نقاشی بلد است. برای هوادارانی که او را با نقشهای تلخ و سنگین میشناسند، تصور اینکه همان دستها طرحهای ظریف دفترچهٔ «نابی» را کشیده باشند، یکی از آن جزئیات دوستداشتنی است که ارزش تعریفکردن دارد.